همبالا: دو یا چند تن که قامت آنان برابر است.
همبر: همنشین، قرین، مصاحب، نظیر، برابر، همراه.
همبستر: کسی که با دیگری در یک بستر بخوابد.
همپا: کسی که به همراه دیگری به جایی رود.
همپالکی: کسی که با دیگری در یک کجاوه نشیند.
همپایه: کسی که با دیگری در یک رتبه است.
همپشت: دو یا چند تن که با پشتیبانی هم کاری را به پیش برند.
همپیاله: کسی که با دیگری در نوشیدن شراب همراهی کند.
همپیمان: کسی که با دیگری عهد بندد.
همتا: مانند، نظیر، برابر.
همتازیانه: کسی که با دیگری در تاخت همراه است.
همتگ: دو یا چند تن که در دویدن با هم همراهند.
همخانه: دو یا چند تن که در یک خانه بزیند.
همخواب: زنی که با شوهر خود در یک بستر بخوابد؛ گویا این لفظ را بیشتر برای زنی به کار میبرند که با دیگری به صورت غیرقانونی و غیرشرعی بخوابد.
همداستان: موافق، همسخن، همصحبت.
همدرد: دو با چند کس که یک درد دارند؛ غمخوار.
همدست: چند تن که در اجرای کاری با هم همکاری کنند.
همدم: همنفس، همسخن، همپیاله.
همدوش: همقدم، همعنان، همسر، یار.
همراز: کسی که از اسرار دیگری خبر دارد.
همراه: دو یا چند تن که با هم راهی را بپیمایند.
همردیف: کسی که با دیگری در یک مقام و رتبه است.
همرس: همآهنگ، یک جهت.
همرکاب: دو یا چند تن که با هم سواره حرکت کنند.
همرنگ: دارای یک رنگ و سجیه و عادت.
همزاد: موجودی متوهم از جن که گویند با انسان زاده میشود.
همزبان: همدمی که سخن انسان را نیک دریابد.
همسان: مانند یکدیگر.
همسایه: دو یا چند کس که زیر سایه یک سقف نشینند.
همسخن: یکزبان، همآواز، یکدل.
همسر: همقد و قامت، همرتبه، زن یا شوهر نسبت به یکدیگر.
همسفر: دو یا چند کس که با هم سفر کنند.
همسنگ: همشأن، همرتبه، هموزن.
همشیره: خواهر، برادر رضاعی.
همکار: دو یا چند تن کا با هم به یک کار پردازند.
همکاسه: دو یا چند تن که با هم از یک کاسه بخورند.
همکام: دو یا چند تن که یک آرزو دارند.
همکیش: دارای یک دین.
همگام: همقدم.
همگون: همرنگ، هملون.
همنشین: همدم، معاشر، مصاحب.
همنفس: همدم در طول عمر.
همنمک: دو یا چند کس که با هم نان ونمک خورند.
همنواله: دو یا چند تن که از یک سفره غذا خورند.