کسانی هستند که همیشه از خوبانند. این آدمها همیشه از سرشماری کلمات حیرانند. آنان هر روزه، تنها برای یک لحظه زیر آفتاب عریانند تا دُمَل کلمهها را زیر پوست بدنشان بخشکانند. اینان سرشار از نقطههای خوشِ پایانند و همیشه در پایان جملههای پیرو، درنگِ عمر پایههای لرزانند. اینان به راستی از خوبانند که هر حشوی را به راست گردانند؛ به آن هنگام که پس از اسهالِ قلماندازی جسور، پرانتزی به رحمت چنین بگشایند و به توضیح، چنین بیاغازند: «غلط! شاید از پیچش بینهایت هزار حرف پرماجراست. نویسنده در اینجا بیگناه و بینواست.»
+
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 6:11 قبل از ظهر توسط رضا سجادی
|