تبليغاتX
یکی بود و یکی نبود

«خبرگزاري مهر گزارش داد: براساس گزارش های دریافتی اخیرا در سطح شهر تهران ناهنجاری های قابل تاملی از سوی برخی راننده های مونث مشاهده شده است. برخی از این خانم ها در مناطق و ساعاتی مشخص به طور تقریبی ازساعت  17تا 24 اقدام به رانندگی توام با کشف حجاب می نمایند. گرچه این مسئله هنوز از سوی برخی نهادها در حال پی گیری است و لیکن برخی منابع این اقدام را هدف مند ، سامان یافته و برای ایجاد ناهنجاری اجتماعی ارزیابی می کنند. دستگاه های مسئول برای مقابله و کنترل دلایل و مظاهر این اقدام مشغول برنامه ریزی هستند.»

 

این مطلب را در سایت خبری تحلیلی نو اندیش دیدم. چیزی که نظرم را جلب کرد٬ کامنت های این نوشته بود. جالب به نظرم آمدند. به نظرم خیلی وقت ها کامنت ها از پست ها جذاب تر می نمایند. همین طور باید بیفزایم که انگاری بسیار افراد٬ بیشتر در کنش متقابل با دیگر وب گردان برای پست ها  کامنت می گذارند.

 

 برخی از کامنت ها را خواستم برگزینم و در این پست بگنجانم که دیدم همه آنها به گونه ای در کنش متقابل کنش گران با هم شکل گرفته اند.

 

نظر کاربران در مورد این خبر: (چندگونه ای رنگ ها بر اساس هم نوایی افراد با هم است)

 

افشين

 

 

من هم برخورد كردم تازه به من تعارف به كارهاي ناشايست در ازاي پول كردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


علي

 

 

با سلام
بله من خودم اين موضوع را بسيار ديده ام.بعضي از خانم ها به بهانه دقت بيشتر در رانندگي اقدام به بر داشتن روسري كه البته بودنش هم سودي ندارد مي باشند.

 

 


یه طبه

 

 

سلام به همگی...نماز روزه قبول
مشکل ما اینه که نمی خواهیم قبول کنیم که راه چاره و حل مشکلات ما در دینداری و معنویت گرایی
اینو توی خیلی ها توی کشور های روپایی وآمریکایی فهمیدن و براش بنامه ریزی می کنن انوقت ما نمی خواهیم بپذیریم

 

 


lمحمد

 

 

ما مسايل مهمتر از اينها را داريم .
مگر ما وقتي به كشورهاي خارجي
سفر مي كنيم با ديدن موي خانمها
دست به كارهاي ناشايست و خلاف
قانون مي زنيم ؟ در مملكت ما اكنون
نان بيشتر از مو اهمييت دارد .

 

 


امیر

 

 

سلام
من این موضوع رو خودم مشاهده نکردم ولی موضوع شایسته ای هم نیست. البته درسته که ما با دیدن موی یه زن دست به کار ناشایستی نمیزنیم ولی خلاف قانون اسلام هست. و ربطی هم به نان نداره اون یه مساله دیگس و این یه مسله دیگه.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط رضا سجادی |

در دهه پنجاه، گارفینگل به شخصی به نام اگنس برخورد که بی چون وچرا زن می نمود. او صورتی زیبا، قیافه ای دل پذیر، چهره ای بی مو و ابروانی کشیده داشت و حتی ماتیک زده بود. با وجود آن که اگنس زن می نمود، گارفینگل از خود پرسید که آیا او واقعا زن است. آن گاه این مردم نگار نتیجه گرفت که او واقعا همیشه زن به نظر نمی رسد.

 

اگنس مرد به دنیا آمد، اما وقتی به شانزده سالگی رسید٬ دریافت که وضعیت غریبی برایش پیش آمده است. برای همین از خانه اش گریخت و لباس دخترانه پوشیدن را آغاز کرد. به زودی آموخت که تنها لباس زن پوشیدن بسنده اش نیست. او آموخت که باید مانند زنان رفتار کند. وقتی او توانست مانند زنان رفتار کند، دیگران نیز او را زن شناختند و خواندند.

 

گارفینگل چنین نتیجه گرفت که زن یا مرد زاده شدن برای زن یا مرد بودن ما بس نیست؛ باید رفتارهای زنانه و مردانه را نیز بیاموزیم و هر روزه خود را به دیگران مرد یا زن بنماییم.

 

                                                      به نقل از: نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر، نوشته جورج ریتزر، ترجمه محسن ثلاثی.   

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط رضا سجادی |