گاه برای روشن سازی دگرگونی ها در جوامع در حال توسعه، نظریه ای مانند فراماسیون اجتماعی یا همان نظریه شکل بندی را در می افکننند. دوران به قبل از سرمایه داری و بعد از سرمایه داری بخش می شود.شیوه تولید درکشورهای توسعه یافته، روابط (روبنا) وابزارتولید(زیربنا)ی جدیدی را پیش می نهد. در کشورهای توسعه یافته روابط تولید به گونه ای نیست که شکل بندی آنها را از بازتولید باز دارد. از این رو، آنها توسعه می یابند و برای نگاه داشتن وضعیت مطلوب خود که شرط آن دست کم منابع اولیه است، به کشورهای توسعه نیافته روی می آورند. نظام اقتصادی این کشورها نظام اقتصادی کشورهای توسعه نیافته را به خود وابسته می کند. دگرگونی در نظام اقتصادی کشورهای توسعه نیافته، به دگرگونی در نظام اجتماعی وآن گاه نظام ایدئولوژیک و فرهنگی کشورهای توسعه نیافته می انجامد. شکل بندی کشورهای توسعه نیافته چنین دگرگون می شود که البته با این وضع دیگر این کشورها توانا بر باز تولید نخواهند بود.
شب یلدا برای ما ایرانیان آداب ورسومی را به یادمی آورد؛ آداب ورسومی که به نظام اجتماعی و فرهنگی ما منوط می شود. دگرگونی در این گونه آداب و رسوم، نشان از توسعه نیافتگی ما ایرانیان و ناتوان بودن ما از باز تولید شیوه ای است که برای ما مطلوب می نماید. ما به غلط پا به میدانی می نهیم که ناملایم با نهاد ماست.ناملایم خواهی ما، تازه به دوران رسیدن ما را می نماید. ورود یکی از همراهان دولت مدعی فرهنگ نو خواهی ما نیز چنین تحلیل می شود. او کورکورانه وشاید تنها به دلیل این که همواره به روز باشد، بدون هیچ تحلیلی به این بازی می گراید و عوامانه چنین ناپرهیزی می کند. این دسته حاجی بازاریان که تکیه نشینی و فرنگ رفتن را ناسازگار با هم می پندارند، همواره توسعه نایافتگی ما را می نمایند. البته بر مانند او هیچ گونه حرجی نیست. اینان به خوبی نشان داده اند که کنار مدیترانه هم می توان عبا و عمامه از تن برون کرد و مایو پوشید و مدرنی را دست کم به خود الغا کرد. شکوه از کسانی باید که به عوامل زیرین این گونه دگرگونی ها توجهی سزاوار ندارند. گفتمان هایی که مانند سروش(سایه اش مستدام) بدان پا می نهند، زمانی دیگر می طلبد؛ زمانی که این کودکان تازه به دوران رسیده به بلوغ پا نهند. آنان اکنون باید بیاموزند که چگونه هنگام غذا خوردن پیش بند به خود آویزند.
بسیاری به این بازی گام نهاده اند؛ افشای خود به مناسبت شب یلدا. ای کاش افشایی بود که آموخته بودند. این بازی را از غربیان آموخته اند. با این تفاوت که آنان نه چنین در افشای خود دوباره ریا ورزیده اند.
راز عقب ماندگی ما ایرانیان همین گرته بازی هاست؛ گرته برداری های نا آگاهانه وتنها از سر کم نیاوردن. بی شرافتی نیست؟
دوستی چون چنین دید که مرا هم به بازی فرا خوانده اند و اما من نه به رسم بازی عمل کرده ام٬ مرا نکوهش کرد که ای فلان من هم چیزی نوشته ام و می خواستم آپلود کنم و بعد مرا تهدید کرد که چیزی بر من بنویسد.
من او را اما حقیر نمی دانم؛ چون او عاشق این گونه بازی هاست. فقط باید بگویم که نمی دانستم او خیلی های دیگر را هم مانند دارد.
در پایان امیدوارم که پایان این شب سیاه زود برسد!
علی جان تو هم اگر دعوت ناشده می خواهی به این بازی گام نهی٬ غصه مخور من سهم خودم را به تو می دهم.
مردمی احمقند این ایرانیان! نوشته زیر به همان بی شرافت هایی تقدیم می شود که این بازی را به مناسبت شب یلدا راه انداختند. مرا احمق تری از آنان دعوت کرده و البته کوشیده ام که خود سلسله این بی شرافتی را نجنبانم.
من 27سال دارم و پیرم. گذشته ای دارم که تنها در قابی سیاه وسفید می چپانمش. مسلمان و اثناعشری ام و هرگز از بی دین نمایی خوشم نمی آید که چنان بنمایم.
زنان را در خلوتی کودکانه می پرستم و در این باره به چیزی جز عشق نمی اندیشم.
به فلسفه و جامعه شناسی بسیار علاقه مندم و تفریحم داستان است.
خیلی ها را احمق می دانم و در این که خواننده این متن نیز از آنان به شمار می رود، شک ندارم.
نوشتن را دوست دارم ولی از نویسندگان متنفرم.
خودم را ایرانی نمی دانم و از زیستن با ایرانیان نفرت دارم.
ایران را از پس جنگ به بعد منجلاب تباهی می دانم. در این زمینه چیزی بیشتر نمی گویم.
به گمانم گعده نشینان این شب یلدا همه کسانی اند که زنانشان را عور کرده اند تا پیش اجنبیان برقصند و به گمانم «هنر نزد ایرانیان است و بس» که می گویند نیز همین است.
کسی را همراه خود نمی بینم که به این راه فرا خوانمش. من ادامه نمی دهم. کثافت های آشغال!این بازی را ادامه ندهید!شما احمق ترین مردم زمانید!
علي رضا محمودي متولد 1353 در مشهد است. اولين داستانش در سال 1369 به چاپ رسيد و از آن زمان تاكنون در نشريات و صفحات ادبي روزنامهها، داستان و نقد و مقاله مينويسد.محمودي با داستان «ابرهاي صورتي» جايزه بهرام صادقي را برد و در جوايز ادبي مردادگان، داستان كوتاه اصفهان و باران نيز مقامهايي بهدست آورد. داستان «سونات زنانه» او از همين مجموعه به عنوان داستانهاي برگزيده جايزه مهرگان امسال انتخاب شد. ضمن اين كه مجموعه «بريم خوشگذروني» نامزد دريافت جايزه هوشنگ گلشيري نيز به شمار می رود.