تبليغاتX
یکی بود و یکی نبود

۱.شاید شما تا پیش از آن که وب نویس شوی٬ سالی یک صفحه هم ننوشته باشی اما حالا می کوشی که به روز بنویسی. حتی وبلاگ ها و سایت ها را نگاه می کنی و آنها را می خوانی و گاه برای آنهاکامنت می گذاری.

۲. شاید شما تا پیش از آن که وب نویس شوی٬ روزی ده ها صفحه می نوشتی و حالا دیگر نمی توانی بنویسی. اگر هم می نویسی٬ نمی توانی به روز باشی.چرا؟

۳.خیلی ها می توانند بنویسند و خیلی ها می کوشند که بنویسند و خیلی ها نمی توانند بنویسند. 

 ۴. به گمانم تفاوت در نوشتن بر روی خط است.

۵. منظورم نوع نوشتن است.

۶. و البته انگیزه ها.

۷. ... .

با سپاس از حضور شما
سوال آغارین من: علل اجتماعی و فرهنگی گرایش افراد به وب نویسی ؟
فعلا دارم بررسی می کنم که چند درصد افراد وب نویس نوشتن را با وب نویسی آغاز کرده اند.
از شما می خواهم که اگر ممکن است نکاتی را که در این باره می دانید، به من گزارش دهید.در صورت امکان شما هم این گونه بحثی را بیاغازید.
با سپاس فراوان! 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط رضا سجادی |

نوشنه ای از من درباره جنگ در وبلاگی دیگر از همین وبگردان

درباره جنگ نوشتن احتیاط ورزی هایی می طلبد که ناگزیریم از آنها. ننوشتن درباره جنگ هم غفلت ورزی است. چه کنیم ما؟ 

جنگ و نوشتن درباره آن در این مملکت اما به گونه دیگری است ممزوج با حسی غریب... .  

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط رضا سجادی |

سرانجام پس از اندیشه های فراوان به این نتیجه رسیدم که مثل بقیه من هم موضوعی ساده پیشنهاد کنم و ماجرا را فیصله دهم. چند لحظه پشت در ایستادم و حرف هایم را مرور کردم و بعد با احتیاط در زدم و رفتم تو. کمی منتظر ماندم و دوباره حرفم را مثل یک لقمه در دهانم چرخاندم و او هم بی آن که انگار کسی آنجا منتظر ایستاده حرفم را شنید.

گفت خوبه. همان طور که سرش را بین دستانش گرفته بود این را گفت.من دلیلی برای حوشحال شدن ندیدم و گفتم پس همین موضوع؟ گفت آره. اتفاقا موضوع جالبیه.

..............................................................................................................................

ببینید دوستان!

شما هر قدر هم نابغه باشید نباید انتظار داشته باشید که دیگران شما را نابغه بدانند. ما ایرانی ها مشکلمان همین است. تا باور کنیم که دیگران هنوز مقاماتمان را شهود نکرده اند بی خیال ماجرا نمی شویم.

بنده گذشته بر این طرحی  برای تحقیق به استادمان ارائه داده بودم که کم کم داشتم در راه اثبات آن خودم را جرواجر می کردم. بعد به این نتیجه رسیدم که طرحی پیش پا افتاده بدهم که حالا همان طرح شده مقبول حضرت استاد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط رضا سجادی |